وقتی رئیستان مصمم است حال شما رو بگیره
رییس: 50 آجر توی هواپیماست. یکی از آنها را به بیرون پرتاب میکنیم. الآن چند آجر توی هواپیما مانده؟
کارمند: 49 آجر.
رییس: چگونه میشود یک فیل را در سه مرحله در یخچال جا داد؟
کارمند: در یخچال را باز میکنیم، فیل را در یخچال میگذاریم، در یخچال را میبندیم.
رییس: چگونه میشود یک گوزن را در چهار مرحله در یخچال جا داد؟
کارمند: در یخچال را باز میکنیم، فیل را درمیآوریم، گوزن را داخل یخچال میگذاریم، در یخچال را میبندیم.
رییس: امروز تولد شیر سلطان جنگل است، همۀ حیوانها به جشن تولد او آمدهاند به جز یکی از آنها، چرا؟
کارمند: گوزن نیامده، چون توی یخچال است.
رییس: یک پیرزن چگونه میتواند از یک رودخانۀ پر از تمساح رد شود؟
کارمند: به راحتی، چون تمساحها به جشن تولد شیر رفتهاند.
رییس: سؤال آخر، با این حال پیرزن در رودخانه میمیرد، چرا؟
کارمند: اووممم... نمیدانم، شاید غرق شده باشد.
رییس: نخیر، آجری که از هواپیما بیرون انداخته بودیم توی سرش میخورد. مشکل همین است، تو روی کارت تمرکز نداری. برو.
دوستان - همکاران و دانشجویان گرامی